تبلیغات
MNTI - مرکز نشر تبلیغات و نمو تکنولوژی و نرم افزارهای تبلیغاتی ایران و اسلام - واژه ابدال
MNTI - مرکز نشر تبلیغات و نمو تکنولوژی و نرم افزارهای تبلیغاتی ایران و اسلام
         تبلیغ | بازاریابی | نهاد ترنم پیشرفت
جمعه 5 آذر 1395 :: نویسنده : https://adhu.lk/R-1598
ابدال . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بدَل یا بدیل . عده ای معلوم از صلحا و خاصان خدا که گویند هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد و جهان بدیشان برپایست و آنگاه که یکی از آنان بمیرد خدای تعالی دیگری را بجای او برانگیزد تا آن شمار که بقولی هفت و بقولی هفتاد است همواره کامل ماند. این قوم بدانچه خدای از رازها در حرکات و منازل کواکب نهاده عارفند و از اسماء، اسماء صفات دارند. و از علامات آنان یکی این است که فرزند یا فرزند نرینه نیارند چنانکه یکی از ایشان موسوم به حمادبن سلمةبن دینار هفتاد زن کرد و او را از هیچیک فرزندی نیامد. کسانی که عدد ابدال را هفتاد دانند بر آنند که چهل تن در شام و سی دیگر در سایر بقاع ارض باشند. و آنان که ابدال را هفت تن شمارند گویند دو قطب و یک فرد نیز با این هفت است و هر اقلیم از اقالیم سبعه به یکی از آن هفت قائم است و هر یک بدل پیغامبری از پیغامبران باشند. چنانکه اولی بدل خلیل و حافظ اقلیم اول است و دومی بدل موسی و نگاهبان اقلیم دوم و سومی بدل هارون و پاسبان اقلیم سیم و چهارمی بدل ادریس و نگاهدار اقلیم چهارم و پنجمی را بدل یوسف بن یعقوب و حارس اقلیم پنجم و ششمین را بدل عیسی بن مریم و حامی اقلیم ششم و هفتمین را بدل آدم بوالبشر و موکل اقلیم هفتم گمان برند. هفت مرد. هفت مردان . اخیار. مردان نیک . (دستوراللغه ). نیک مردان . مردان خدا. هفت تنان . سرهنگان درگاه حق و غیره :
تیر بلا بدیده ٔ ابدال درنشاند
بارگران بسینه ٔ احرار برنهاد.

حمیدالدین بلخی .


یک مه از سال چنان بودم کابدال نبود
یازده ماه چنین باشم و زین نیز بتر.

فرخی .


در زاویه امروز بخندد لب زاهد
در صومعه امروز بجنبد دل ابدال .

فرخی .


هم ز جیم سر زلف تو خروش عشاق
هم ز دال سر زلف تو فغان ابدال .

فرخی .


همچو ابدالان در صومعه ها
کند از هر چه حرام است حذر.

فرخی .


بینی آن ترکی که چون او برزند بر چنگ چنگ
از دل ابدال بگریزد بصد فرسنگ سنگ .

منوچهری .


برِ بت بسجده درون بد سرش
چو ابدال پیش جهان داورش .

شمسی (یوسف و زلیخا).


ابدال را بدعوت نیک تو دستها
برداشته چو پنجه ٔ سرو و چنار باد.

مسعودسعد.


عنانگیر تو گر روزی جمال درد دین باشد
عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی .

سنائی .


عقل ابدالان چو پرّ جبرئیل
می پرد تا ظل سدره میل میل .

مولوی .


دیو بنموده ورا هم نقش خویش
او همی گوید ز ابدالیم پیش .

مولوی .


شنیدم که در روزگار قدیم
شدی سنگ در دست ابدال سیم .

سعدی .


|| نجیب . شریف . کریم . بخشنده . ج ِ بِدل :
زرد گل بیمار گردد فاخته بیمارپرس
یاسمین ابدال گردد خردما زائر شود.

منوچهری .


زین سخن پادشاه صاحب مال
خنده ای کرد و گفت ای ابدال .

مکتبی .


و چنانکه از بعض شواهد فوق مشهود است در تداول فارسی از کلمه ٔ ابدال گاه جمع و گاه مفرد اراده کنند.
- کوچک ابدال ؛ مرید. مرید خردسال . مرید جوان . و رجوع به همین ماده در لغت نامه شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
نمایش در موبایل : واژه ابدال
جمعه 18 فروردین 1396 09:40 ب.ظ
At this time I am going to do my breakfast, when having my breakfast coming yet again to
read further news.
دوشنبه 14 فروردین 1396 07:47 ب.ظ
Hi, just wanted to mention, I enjoyed this post. It was funny.

Keep on posting!
چهارشنبه 10 آذر 1395 06:35 ب.ظ
تقدیم با عشق به مدیر وبلاگ بابت تهیه این مطلب
چهارشنبه 10 آذر 1395 02:38 ب.ظ
تقدیم به مدیر وبلاگ بابت مطلب خوبشون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

محبت،نگین،طینت،ایمان،اسلامی،
راستین
مدیر وبلاگ : https://adhu.lk/R-1598
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :